حمد الله مستوفي قزويني

158

تاريخ گزيده

امت نيست و نكاح كتابيه و كنيزك بر او حرام بود و بر امت نيست و اكل سير و پياز خام و مانند آن بر وى بقولى حرام و بقولى مكروه و بر امت مكروهست ، خام خوردن آن ، اما حرام نيست و بر امت جهت او حرام بود : [ زنى كه پيغمبر بخواستى او را در نكاح خود داشتن ] [ 1 ] و منكوحهء مدخولهء او را خواستن و آواز بلندتر از آواز او برداشتن و او را بنام يا بكنيت خواندن يا آواز در خانه دادن و او را خواندن و جهت ديگران حرام نيست . و روزهء وصال داشتن و گزين غنيمت [ جهت خود ] [ 2 ] تصرف كردن و خمس [ 3 ] جهت خود بر داشتن ، او را مباح بود و امت را نيست . و او را مباح بود ، در مرض الموت ، مال [ 4 ] خود بهر كه خواهد ، وصيت كند و امت را ثلث بيش روا نيست . و او را روا بود از بهر خود گواهى دادن و بر آن حكم كردن و همچنين از بهر فرزند خود و امت را روا نيست و روا بودش ، دختر هر كس را كه خواهد ، بزنى هر كه خواهد بدهد ، اگر چه ولى و دختر ، راضى نباشند و روا بودش بلفظ هبه نكاح كردن و همچنين بى مهر و بى نكاح و گواه و زيادت از چهار و نه و امت را زيادت از چهار به مهر و نكاح روا نيست و روا بودش ، با وجود آنكه او در احرام باشد ، با ولى زن يا زن با شوهر تزويج كردن و امت را روا نيست . ذكر ازواج پيغمبر ( ص ) چهارده زن را نكاح و وطى كرده است ، ازيشان [ 5 ] : خديجه و زينب بنت خزيمه و [ اساف بنت خليفه ] [ 6 ] كلبى ، در حالت حيات او متوفى شدند و عاليه بنت ظبيان و خوله بنت هذيل را طلاق داد و اين نه : عايشه ، سودة ، حفصة ، ام سلمة ، زينب ، جويريه ، رمله ، صفيه ، ميمونه ، بعد ازو ، در حيات بودند و چهار زن را نكاح كرد و بوطى نرسيدند و پيش از نكاح دست بداشت و دو سريت داشت . از زنان :

--> [ 1 ] - اين جمله كه فقط در نسخ ف ، م ديده مىشود ، قاعدة مربوط به اين قسمت است ، ولى در نسخ ف ، م ، قبل از « نكاح كنيز و كتابيه » آمده بود و قياسا تصحيح شد . [ 2 ] - فقط ب ، ف [ 3 ] - ق ، ك : خمس خمس [ 4 ] - ق : همهء مال . [ 5 ] - م : ايشان پنج [ 6 ] - م : ق ، ك ، بنت خليفه - ب : اساف بنت دحيه . صحيح خواهر دحيه است و يعقوبى نام او را شراف ضبط كرده است ( ج 2 ص 68 ) . بايد دانست كه خليفه پدر دحيه است .